مي توان دو سبك اصلي براي انتخاب یا انتصاب مديران هر سازمان تصور نمود؛ اين دو سبك به دو جنبه حياتي براي اداره سازمانها اشاره دارند.
الف) سبك مبتني بر تجربه
در سبك مبتني بر تجربه فرد از بدو شروع به كار در سازمان براي احراز شغل مديريت استخدام مي شود. براي دستيابي به اين مقصود افرادي جذب سازمان مي گردند كه داراي تحصيلات در رشته هاي مديريت با گرايش ويژه آن سازمان باشند. سپس فرد با صبر و حوصله پله هاي ترقي را طي مي كند و از مديريت يك واحد كوچك بسوي مديريت كلان سازمان سير مي كند. فقط افرادي مي توانند مديريت كلان سازمان را در دست بگيرند كه از تجربه كاري بالايي برخوردار باشند؛ اين افراد معمولان دوران آخر خدمت خود را سپري مي كنند ومعمولان نسبت به سايركاركنان مسن تر مي باشند. در اين سبك معمولاً مدير با احتياط گام بر مي دارد. گامها حساب شده و با پيروي از اصول شناخته شده صورت مي پذيرد. بنا بر اين انتظار مي رود برنامه ها كمتر با شكست رو برو شوند.
ب) سبك مبتني بر ريسك
در اين سبك همانند سبک قبل بر تسهيلات دانشگاهي تأكيد مي شود، اما افرادي در رأس هرم سازماني قرار مي گيرند كه با ارائه يك نظريه تحول گرا در صدد تغييري توسعه مدار هستند. اين افراد كساني هستند كه با ايده اي نو در دانشگاه شاخص شده و به عنوان افرادي تحول گرا خود را مطرح مي كنند. به واقع آنها نظريه پردازان مديريت نوين هستند. در اين سبك به اين افراد اجازه داده مي شود كه نظريات علمي خود را عملي سازند. اين افراد معمولان جوان مي باشند. به نظر مي رسد اين افراد مسئول شكست يا موفقيت سازمان و برنامه بوده و نسبت به تحقق اهداف احساس مسئوليت بيشتري دارند.
برخورداري از تجربه و داشتن توان ريسك پذيري به تناسب از جنبه هاي اساسي مديريت سازماني است.
علاوه بر آنچه گفته شد در انتصاب و انتخاب مديران شيوه هاي ديگري نيز مرسوم است:
1- انتخاب بر اساس رأي اكثريت كاركنان.
2- انتصاب بر اساس روابط سياسي و باندي.
3- انتصاب بر اساس روابط قومي، قبيله اي و خوني و رفاقتي و ...
به نظر مي رسد انتخاب و انتصاب هاي اخير در بيشتر موارد بر اساس شايستگي نبوده و مي تواند دلايلي غير از شايسته سالاري داشته باشد(در اين صورت مي تواند به عنوان يك آفت تلقي گردد). اين دلايل را مي توان به سه دسته كلي تقسيم نمود:
1 - عوامل شخصيتي (كاريزماي فرد مورد نظر).
2- درون سازماني(مانند: خواست اكثريت كاركنان و ...).
3- عوامل برون سازماني (مانند: فشار گروههاي سياسي، افراد ذي نفوذ، روابط خوني- فاميلي و ...)
